عبدالله مستوفى

381

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

قسمت از قبيل شمال و جنوب و شرق و غرب تقسيم كرده و براى هريك اداره‌اى ترتيب داده بودند . انتخابات هم ادارهء خاصى داشت . اين ادارات هريك در قسمت خود كارهاى مربوط به خود را اداره ميكردند . براى حكام ايالات و ولايات مستقل هم دفتر و اعضائى تعيين كرده بودند كه مواجب آنها با حقوق خود حاكم ماه‌بماه در محل پرداخت ميشد و از اين حيث صورت وزارتخانه‌اى به خود گرفته بود . ولى براى نايب الحكومه‌هاى شهرهاى جزو ولايات و حتى مركزهاى ولايات جزء ايالات ، حقوقى برقرار نشده بود . معلوم است نايب الحكومه و حاكم افتخارى اين قبيل شهرها بخرج اهالى ميچريد « 1 » و راههائى براى مصارف زندگى خود پيدا ميكرد كه شايد امروز هم باوجود مواجب ادارى ، همان چراها در كار باشد . مركز ايالات و پاره‌اى از ولايات ، نظميه‌اى هم داشت كه حقوقى به آنها نيز داده ميشد . اما ولايات جزو يك ايالت و همچنين ولايات مستقل كوچكتر ، بودجهء نظميه نداشت . ولى نداشتن بودجه ، مانع آن نبود كه حاكم اسم يكى را رئيس نظميه گذاشته ، عده‌اى از فراشان دورهء قبل را لباس آژانى بپوشاند و بجان مردم بيندازد و در آن واحد حقوق نظميهء شهر تحت حكومت خود را از وزارت داخله و امين ماليهء محل مطالبه كند و وكيل و نمايندهء آن ناحيه را وسيلهء مكاتبه و مطالبه با وزارت داخله و وزارت ماليه قرار دهد . بسا اتفاق ميافتاد كه وزارت داخله با علم بنداشتن بودجه با وزارت ماليه و خزانه در اين باب مكاتبه كرده و چاره‌جوئى مينمود و جواب يكنواخت « بودجه نداريد و پول نداريم » معمولى را دريافت مينمود . وزارت خارجه و ماليه راجع بوزارت خارجه و وزارت ماليه ديگر شرح عليحده‌اى نمى نويسم . زيرا از اولى ، در ضمن شرح‌حال گذشتهء خود باندازهء لزوم نوشته و جاهاى خالى دومى را هم در ضمن گزارش زندگانى خود در آينده كامل خواهم كرد . ولى اجازه ميخواهم قدرى هم از وزرائى كه متصدى اين وزارتخانه‌ها ميشدند بطور كلى چيزهائى نگاشته ، خوانندهء عزيز را با اشخاصى كه در اين دوره مأمور گرداندن مهام كارهاى عمومى كشور بوده‌اند ، آشنا كنم . وزراء خوانندهء عزيز نبايد منتظر باشد كه من او را با يكىيكى وزراى بيست سالهء دورهء مشروطه آشنا و آنها را باسم و رسم معرفى كرده و از وزارتهاى مختلفى كه در اين بيست ساله داشته‌اند و از كارهائى كه انجام يا بىكفايتىهائى كه از خود بروز داده‌اند جزبجزء متذكر شوم . بلكه همينقدر كه بطور كلى آنها را دسته‌دسته كرده تيپ آنها را معرفى كنم ، براى روشن شدن اوضاع شرب اليهود ادارى دوره كافى است .

--> ( 1 ) - چريدن در اينجا كنايه از استفاده‌ايست كه بدون پيش‌بينى و بدون قانون و بدون زحمت بشود و همانطور كه چهارپايان فرقى بين علف صحرا و كشتزار كه مال غير است نميدهند ، اين چرندگان دو پا هم از اين استفادهء بدون رعايت حرام و حلال قانونى و غيرقانونى ، برخوردار ميشوند . اين لغت را كه مخصوص چهارپايان است بيشتر براى لچر كردن و بخصوص براى تشبيه اين اشرف مخلوقات بچهارپايان بل هم اضل ، به كار برده‌ام .